خرید بک لینک
ماک اتاق جنگی آن موقع ها مثل بنز و بی ام و بود برای ماشین بازها . هر کسی نداشت . کم بود اولش که آمد ایران اینترناش آوردش و واردش کرد. برا خاطر همین نورچشم کامیون دارها بود یک زمان . یعنی یک همچین ...

برچسب: نویسنده: سجاد ابراهیمی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 5:00

صبح بلند می شوی از خواب . می روی تووی آشپزخانه یک چیزی می خوری . پیرهن بیرونت را تن ات می کنی. و می روی بیرون . و می روی توی خیابان . یک چیزی می شنوی . با یکی حرف می زنی . یکی کنارت می نشیند . عطرش یک

برچسب: نویسنده: سجاد ابراهیمی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 5:00

1اعوذ بالله من هر چه غیر توستبسم الله الرحمن الرحیماین پیام برای تو آشنا نیست؟ این همه دلتنگی های مداوم از سر نبودنت. 2فردا قرار است بیایی پیش من . به خانه من قرار است بیایی . قرار است بگویی دیگر من ر

برچسب: نویسنده: سجاد ابراهیمی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 5:00

اگر از من می پرسید می گویم این کلمه انتظار مثل آرشیو فیلم های کلاسیک است . یکجاهایی اش برای همه شبیه هم است . همه تووی آرشیوشان یک پدرخوانده ای دارند و یک بر باد رفته ای و درخشش کوبریک و روانی هیچکاک

برچسب: نویسنده: سجاد ابراهیمی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 5:00

1.زیر کتری را کم می کنم و می آیم کنارش می نشینم. کتایون می پرسد چرا اسم همه ی زن های قصه هات مرضیه است این همه سال . میگویم خب چی بگذارم؟ میگوید چمی دانم . هر چی . اصلا بگذار کتایون . کتی . یک نگاهی م

برچسب: نویسنده: سجاد ابراهیمی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 5:00

فاطی پرسید آقاجان دلتنگی که هی بهرام اینها و بهاره اینها یک وقتهایی می گویند اصلا چی هست؟آقا همانطور که سرش پایین بود و داشت توی جدول معلوم نیست مال چندقرن قبل 5عمودی را خط می کشید ، یک پکی به فروردین

برچسب: نویسنده: سجاد ابراهیمی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 5:00

بعد از آن مهماني

موش ها همگي رفتند

خانه شان.

گربه ماند و خانه اش كه ويران شده بود.

چه مي شد كرد؟

عده اي موش ، گربه را تنها گذاشته بودند!

مرتيكه نگاشت : تنهايي اثر سون آپ

برچسب: نویسنده: سجاد ابراهیمی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 5:00

یادم می آید سال هشتاد و شش یا هفت بود . ما تووی تلویزیون یک کالیته ی مختص به خودمان داشتیم . می گفتیم بهش «حالخرابی» .این را هم مازیار به فرهنگ لغاتمان اضافه کرده بود آن زمانها. به مرور زمان که هر کدا

برچسب: نویسنده: سجاد ابراهیمی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 5:00

برای شجاع مشهدی . مسافر فرست کلاس خط تهران - نایروبی . قرارمان شد اول پاییز . برویم دوتایی خال آفریقا و برای خودمان چرخی بزنیم و هُره ببریم لای سیاها و دیگر نفهمیم توی دنیا چه خبر است . 50 از شجاع گذش

برچسب: نویسنده: سجاد ابراهیمی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 5:00

صفحه بندی